- بله امروز من در مكاني كار مي كنم كه عنوان و محتواي كاري اون رو سياست تشكيل ميده …
- تنها كارشناس زن بودن در چنين مكاني باعث ميشه شما از چند جهت ويژه بشيد:
1- اينكه اولين كارشناس زن در اين مكان هستيد و براي قديمي تر ها قابل هضم نيست چرا كه فكر مي كنند خانم ها تنها منشي و يا تايپيست خوبي مي تونند باشند
2- همكاران زن تايپيست، شما رو موجودي عجيب غريب مي دونند و بيشتر از اون حسادت مي كنند و كارهاي شما رو بموقع انجام نميدند
3- تمام كارهاي شما بدقت زير نظر گرفته شده و منتظرن دسته گلي به آب بديد تا فورا بگن: ديديد ما مي گفتيم خانم بدرد اينكار نمي خوره!
4 – مچ گيري همكاران براي درز كردن احتمالي اطلاعات و اخبار و متهم كردن اينكه خانم ها اصولا قابل اعتماد نيستن و نمي تونند اخبار و اطلاعات رو پيش خودشون نگه دارن
5- موارد زياده و حوصله و مجالي براي پرداخت به اون ندارم …. شايد بعدا مفصل تر در اين مورد صحبت كنم
- از همون ابتداي شروع بكارم سعي كردم عقلانيت رو جايگزين تعصبات گروهي موجود در محيط بكنم … بارها افرادي رو ديدم كه براشون قابل هضم نبود اين سليقه رفتاري من و اون رو به حساب ظاهر سازي غير قابل هضم مي گذاشتند
- عده اي تحرك و تلاش من رو به حساب جواني و تازه وارد بودن مي گذارند و عده اي كه تعدادشون بيشتر از قبل شده اون رو به حساب مطرح شدن … در صورتي كه هيچ كدوم درست نيست و شايد دليل درست اون رو بتونم در قالب تعهد اخلاقي خودم به شعارهاي هميشگيم از جمله اعتراض به سيستم حاكم بر نظامات اداري و حكومتي و … بيان كنم
- سعيم بر اين بوده تا ديدگاه افرادي كه باهام كار مي كنند و يا باهاشون برخورد دارم (ارباب رجوع) رو نسبت به سياه نمايي هاي موجود ترميم كنم و تصوير بهتري از خواستن و توانستن رو ارائه بدم … نمي دونم چقدر موفق بودم ولي اثرات خوبي از اين شيوه رفتاري در ديگران ديدم
- بيشتر كه فكر مي كنم مي بينم علت خيلي از مشكلات بر ميگرده به عدم اطلاع رساني صحيح، عدم تعهد اخلاقي بي طرفي افراد صاحب منصب، كمرنگ بودن وجدان كاري بخصوص در بدنه غير شايسته اداري (كسانيكه با سفارشات گوناگون وارد شدن و تعهد و تخصص ندارند)، داشتن عينك بد بيني و روحيه تهاجمي نسبت به افراد، برچسب زني هاي غير واقعي، تعصبات ناشي از عدم دانايي كافي، پائين بودن سطح كيفي دانسته هاي افراد و تكرار طوطي وار برخي اعمال و حركات و حتي ارائه مطالب شفاهي و …
* ادامه دارد …
-