Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for جولای, 2009

ريتم تند رو مي خورم …
فلفل تيز رو قورت مي دم …
تبل آنه دلم مي خواد …
حالا تو تو تو كوب بكوب!
ذهنم رو درگير كن!
حجم رو فرو بيار!
خسته ام از ركود …

Read Full Post »

امنيت،آرامش،آسايش …اين روزها واژه هاي غريبي شدن…
ديشب خيلي راحت دو نفر جلوي ماشين داداشم رو تو اتوبان گرفتند و با كلتي كه مشخص نيست از كجا آورده بودند دو گلوله شليك مي كنند و ماشين رو مي برند … ماشيني كه تنها 20 روز از تاريخ سندش مي گذره و بيمه نداشته … 17 [...]

Read Full Post »

سردرد

چند روزه موقع عصر و بيشتر از اون شب ها سردرد شديدي سراغم مياد… فكر مي كنم ميگرن باشه ولي وقت رفتن به دكتر رو ندارم… نمي دونم چند وقت ديگه ادامه پيدا ميكنه ولي اميدوارم زودتر برطرف بشه … از اوايل هفته بعد دو هفته ماموريت ميرم اونم از نوع آموزشي و تو دو [...]

Read Full Post »

خيلي بده!
غير قابل تحمله!!
آدم رو عصبي ميكنه!!!
…………………
اينكه همكارت مدام تو رو نگاه ميكنه مثل چي!؟! و نمي گذاره با خيال آسوده تو حريم شخصي خودت به كارهات برسي و حواست رو جمع برنامه هات كني …
هر كاري انجام دادم تا متوجه بشه ولي انگار نه انگار … زل ميزنه به من 10 ساعت! … خسته [...]

Read Full Post »

تا كي بايد نظاره گر پرواز هاي تلخ باشيم ؟
پروازهاي بي بازگشت …
پروازهاي بي مقصد …
توپولوفي كه مسافر مي خورد!
تصور نرسيدن به مقصد ،غوطه خوردن در هوا ، سوختن در آتش؛ يك طرف!
ديدن چهره بغض گرفته مادر،پدر،همسر،خواهر،برادر ووووووو فرزند يكطرف!
دست كم كاش مي دانستند كه براي بار آخر ديده بوسي مي كنند … دست تكان [...]

Read Full Post »

نوشته‌های قدیمی‌تر »