خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for اکتبر, 2008

يه نشونه خواسته بودم…
6 ماهي طول كشيد…
………………….
ولي فرستاد.

Read Full Post »

كار كردن تو يه محيط سياسي با آدماي سياسي زده اعصابي پولادين مي خواد؛ مگر نه تكرار پذيري زيادي داره رفتارهاي غير قابل قبول كه در بازخوردشون تنها افسوس براي جماعت بيچاره دستگير تو هست … بيزارم از كوته بيني كسايي كه فكر مي كنن يه زن رو ميشه با چند تا لبخند خامش كرد [...]

Read Full Post »

بابا ديروز بازنشسته شد به همين سادگي!
بابا فقط 45 سالشه يه باباي خيلي جوون براي مني كه 25 سال دارم!
دلم گرفته از تصويري كه بازنشستگي بابا تو ذهنم ساخته، دلم مي خواست منم تو جشن كوچيك باباي بازنشسته شركت مي كردم ولي باز هم و باز هم دورم و مثل هميشه دپ مي زنم …
ميگم: [...]

Read Full Post »