يه كارت كه ياد آور يك تصميم در مورد زماني كه نيستم؛ هست! كارتي كه تو كيف مشكي چرمي ام جا خوش كرده و بين كارت هاي هويتي و مالي كارتي متفاوت و خاص بنظر ميرسه …
“مايلم اعضا و بافتهاي زير را در زمان مرگم اهدا كنم. باشد كه ادامه زندگي اجزاي وجودم ، نجات بخش زندگي ديگري باشد.
قلب، ريه، كبد، كليه ها
19 بهمن 1384″
پي نوشت:
1- عنوان اين پست رو از صحبتهاي پاپ بنديكت شانزدهم در مورد اهدا عضو به عاريه گرفتم.
2- سري به سايت واحد فراهم آوري پيوند اعضا بيمارستان مسيح دانشوري بزنيد، جايي كه زندگي و مرگ معنايي دو پهلو پيدا مي كنند … شايد شما هم دوست داشته باشيد در اين اقدام عاشقانه و محبت آميز شركت داشته باشيد.
سلام گلم خوبي
چه کار بزرگي کردي عزيزم…
خودت رو به راهي؟
تسنيم: عليك سلام عزيزم
خوبم دست كم مي خوام فكر كنم خوب هستم و رو براه …
راستش دلم نمي خواست اين پست رو بذارم اما بنظرم رسيد اين كمترين كاري هست كه از دستم بر مياد تا شايد فرد يا افرادي به اين موضوع فكر كنند …
بنظرم اگر يك نفر هم به جمع داوطلبين اضافه بشه گذاشتن اين پست معنا پيدا ميكنه.
سلام خانمي
من هستم ولي دستم به نوشتن نميره
سلام عزیزم خوبی خانمی
چند وقت نیستی کجایی…
تسنيم: خوبم ولي نه حوصله نوشتن دارم و نه وقتش رو هر چند دلم براي اينجا تنگ شده …