خوشحالم تو كمد لباسم رنگين كمان دارم …
آوریل 9, 2008 با تسنیم زبردست
1- به قيافه هاي شبيه به هم شده نگاه مي كنم، بالاي شهر يا پائين شهر فرقي نداره فقط مدل بالا شهر تيغ تيغيه و رو به بالاست و پائين شهر پريشون و رو به پائين …
2- به رنگ لباسها نگاه مي كنم بيشتر تيره و اندكي رنگهاي روشن كه اونها هم بيشتر جلف و زننده ديده ميشن …
3- به ماشينها نگاه مي كنم سفيد،سياه،نقره اي،بژ رنگهاي حاكم هستند جوري كه نارنجي،سبز،زرد(بجز تاكسيها)،آبي يا حتي بنفش و قرمز به چشم نمي يان …
4- خونه فقير و غني مي رم اينجا هم مثل شماره 1 خونه هاي هر طبقه چيدماني كمابيش شبيه بهم دارند جوري كه مي توني قبل از رفتن به جايي حدس بزني خونه فلان كس چه جوريه؟! …
5- كتابها و فيلمها هر كدوم سوار بر موج باشند خونده و ديده ميشند جوري كه حتي اگه از يه فيلم مطرح يا شايدم اسكاري خوشت نياد ميگي لابد حتما يه چيزي داشته ولي من متوجه نشدم!!! …
6- مي خواي يه زبون سومي هم ياد بگيري،فرض بر اينه كه زبون مادري و انگليسيت خوب باشه ، ميگن برو فرانسه ياد بگير هم زبون عشقيه و هم براي مهاجرت بدرد مي خوره… يكي نيست بگه مگه سواحيلي، روسي يا هندي و كره اي چشه؟! …
7- سفر، خوردنيها، پوشيدنيها حتي لحن صحبت كردن و خيلي چيزاي ديگه مون شبيه بهم شده …
8- ……………
9- ……………….
10- ………………….
مي خوام بدونم چه ايرادي داره شاگرد اول باشم ولي برم حقوق بخونم اونم واسه دل خودم و اونقدر از كش و قوس نمره گرفتن دانشجو جماعت بدم بياد كه بي خيال نمره اي كه حقم بوده و نديده گرفته شده بشم …
مي خوام بدونم چه ايرادي داره از آهنگهاي اسپانيولي و تركي خوشم بياد، اما ساز ويولن و سنتور رو دوست داشته باشم …
مي خوام بدونم چه ايرادي داره فيلمهاي عموما هاليوودي رو نگاه كنم اما از مستندهاي خوش ساخت وطني نتونم بگذرم …
مي خوام بدونم چه ايرادي داره هم عاشق سفر به جاهاي بكر و دست نخورده طبيعت باشم و از بودن در اونجا حض بصري شديد ببرم و هم عاشق سفر به سرزمينهاي پيشرفته و ديدن ابتكارات خارق العاده ساخت دست بشر باشم …
مي خوام بدونم چه ايرادي داره عاشق گلبهي،ياسي،طلايي،سبزآبي و… باشم اما از تضاد قرمز و مشكي هم خوشم بياد …
و بينهايت خواستنهاي بسيار………..
چرا همه ما داريم شبيه بهم مي شيم و بدون اينكه از انتخابهامون لذت ببريم دست به انتخابهايي ميزنيم كه مال ما نيستند و ما در انتخاب كردنشون نقشي جز پيروي ساده دلانه كه شايد اينها بهترين انتخابها باشند نداريم… اشتباه نشه من انتخاب انتخابهاي ديگران اگر انتخاب هوشيارانه خودمون باشند رو نفي نمي كنم ، حرف من اينه كه چرا براي انتخابهامون بي حوصله هستيم و انتخابهاي ديگران رو فارغ از اينكه واقعا دوسشون داريم ؟ و بدرد ما بخورند يا نه؟ انتخاب مي كنيم…
خدا رو شكر اگر چه گاهي تلخ و ناراحت كننده اس اما خوشحالم انتخابهام بيشتر مال خودم هستند تا ديگران !
“چرا براي انتخابهامون بي حوصله هستيم و انتخابهاي ديگران رو فارغ از اينكه واقعا دوسشون داريم؟ و بدرد ما بخورند يا نه؟ انتخاب مي كنيم”
این جمله ات حدیث نفس همه ی ماست. مایی که تو تعارفات خودمون و اجتماعمون اسیریم!
تسنيم: اميدوار لحظات آزادي هستم از قيد و بندهاي خود ساخته كه معناي تكامل بخشي از اونها در نمياد.
موفق باشي
سلام تسنيم جون
بيا به يه بازي دعوت شدي